تبليغاتX
همین دور و برا

همین دور و برا

گزارش کلی:

 

چهارشنبه(25/2/87) :ساعت 23 حرکت از دانشکده.

پنجشنبه(26/2/87) :8صبح حرکت از اول جاده معدن،ساعت 9 اول جنگل،ساعت 16 برپایی کمپ.

جمعه(27/2/87) : 9 صبح حرکت به سمت سیسنگان ،ساعت 15 رسیدن به نخ شمال،ساعت 1شب رسیدن به دانشکده.

 

 

گزارش کامل:

 

کجور شهر کوچکی است که برای دسترسی به آن باید ابتدا مرزن آباد رفت بعد از 5 کیلومتر به طرف چالوس رفتن به دوراهی کجور می رسید،از انجا هم بعد از رد کردن پل 50 کیلومتر تا کجور راه است

 

در تاریخ (25/2/87) ساعت 23 به همراه 29 نفر از دانشجویان دانشکده فیزیک:

                                                                

به سمت مرزن آباد حرکت کردیم و ساعت 4.5 صبح به مرزا آباد رسیدیم از مرزن آباد که به سمت چالوس حرکت کنید بعد از 5 کیلومتر به سه دو راهی کجور می رسید که بعد 50 کیلومتر به کجور رسیدیم مسیر مرزن آباد به کجور مسیر زیبایی است که به حاطر مه جلوه خاصی به خود گرفته بود

     

 

 

8صبح پنجشنبه از اول جاده معدن که کمی بالاتر از کجور است حرکت کردیم و ساعت 10 برای صبحانه توقف کردیم بعد از آن به مسیر خود ادامه دادیم مسیر تقریبا کنار کنار رودخونه هست و بعضی وقتی کمی دور می شود ولی دوباره به رودخونه برمی گرده.

      

(در جلوی همین دیواره چند سال پیش به علت بی دقتی و شبمانی در کنار رودخانه ۱۵ نفر از کوهنوردان گروه کوه شریف کشته شدن)

 

در مسیر حدودا هر 1-2 ساعت چشمه است برای همین مشکلی از بابت آب وجود ندارد.

بعد از صبحانه به مسیر خود ادامه دادیم تا ساعت 16 که کمپ زدیم و شب را همانجا ماندیم صبح ساعت 9 حرکت کردیم و ساعت 11 به آبشار رسیدیم که امسال به خاطر کم آبی می شد تا پای آن پیش رفت.

                                 

 و بعد از 1 ساعت به مسیر خود ادامه دادیم تا در ساعت 15 به نخ شمال رسیدیم و از آنجا به دریا رفتیم و بعد از ناهار به تهران برگشتیم.

 

در کل برنامه ی خوبی بود چون این وقت یکی از بهترین زمانهای جنگل است چون نه هوا گرم شده که موقع راه رفتن اذیت کنه و نه هوا سرد است.

                              

 

 

اینجا جا داره از آقای خسرو جمشیدی یکی از کوهنوردان خوب گروه کاهار تشکر کنم که مثل همیشه به من لطف کردن وبا ما همسفر شدن و در این برنامه کمک بسیار بزرگی برای گروه بودن.

                              

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:25  توسط علی  | 

در تاریخ 20/2/87 گروه نجوم دانشکده فیزیک به همراه:



همایش روز نجوم را در شهر دماوند با همکاری شهرداری دماوند برگزار کرد.

در این همایش بخش های مختلفی بود مثل پرسش و پاسخ،پخش فیلم،رصد ،ساعت آفتابی و.. که فعال تر هر غرفه ای ،غرفه ی کودکان بود.

که استقبال خوبی هم از این غرفه شد و بیشتر این استقبال هم میشه گفت مدیون خانم فاطمه خجسته هستیم که بسیار برای این روز زحمت کشید و فقط بد شانسی آورد که نماینده ی مهدکودک داران کشور در اونجا نبود مگه نه...

86 ها هم خیلی کمک کردن و کمک بسیار خوبی در اون روز بودن که جا داره ، اینجا ازشون تشکر کنم و همچنین از خانم زینب خرمی که لطف کردن و مارو دعوت کردن به شهرشون.

و اینم چندتا عکس از اون روز:




واینم منیجکمون:






 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:37  توسط علی  | 

 

گزارش کلی:

چهارشنبه (11/2/87): ساعت 23 حرکت به سمت گرگان.

پنج شنبه (12/2/87) :ساعت 11:30 حرکت به سمت ناهار خوران ،ساعت 16 حرکت به سمت روستای زیارت ،ساعت 19 بازگشت به گرگان.

جمعه (13/2/87) :ساعت 9 حرکت به سمت بندر ترکمن ،ساعت 10:30 رفتن به جزیره میانکاله،ساعت 13 بازگشت .

 گزارش کامل:

قرار بود برم یه برنامه سنگین که تمام فکر و ذکرم بشه اون برنامه چون ...ولی بخاطر آسیبی که هفته قبل تو پهنه حصاردیده بودم و یه سری مشکلات رفتم یه برنامه ی کاملا گلگشت جنگل ناهار خوران.

در تاریخ (11/2/87) ساعت 23 به همراه 20 نفر از گروه کوه کسلو به سمت گرگان حرکت کردیم .تو این برنامه آدم هایی بودن که از اول راهنمایی تا آخر دبیرستان تو یه کلاس بودیم یا 4 سال تو یه نیمکت کنار هم نشسته بودیم به خاطر همین همراهای ویژه ای برای من بودن.

ساعت 9 در نزدیکی کردکوی برای صبحانه توقف کردیم و بعد از 1 ساعت به سمت گرگان حرکت کردیم و ساعت 11:30 به گرگان رسیدیم و از اونجا به سمت جنگل ناهار خوران که در 10 کیلومتری گرگان قرار دارد حرکت کردیم .



جای جالبی هست چون با پیاده روی بسیار کم میتونید یه جنگل نسبتا بکر ببینید ، ناهار رو اونجا خوردیم و بعد از کمی استراحت به سمت روستای زیارت حرکت کردیم که برای رسیدن به روستا باید جاده گرگان به ناهار خوران را ادامه دهید و بعد از 6 کیلومتر به زیارت می رسید از اونجا 5 کیلومتر راه خاکی هست که از بین جنگل می گذرد و مه جلوه ی خاصی به اون داده بود.



قسمتی را با ماشین و و حدودا 30 دقیقه رو باید پیاده رفت تا به آبشار زیبایی که ارتفاع حدودا 25 متری دارد رسید.


 

ساعت 19 به سمت زیارت برگشتیم تا شب رو اونجا بمونیم ولی چون جای مناسبی پیدا نکردیم شب رو تو گرگان موندیم

جمعه صبح به سمت بندر ترکمن حرکت کردیم و از بندر با قایق به جزیره میانکاله که در نزدیکی جزیره قرار دارد رفتیم .

غیر از لباس های مردم که جالب بود یه سنت جالب داشتن اونم این بود که خانم هایی که عروسی می کنند زیر روسری خودشون یه چیزی مثل کلاه کوچیک می ذارن که همون نقش حلقه رو بازی می کنه.

و در آخر هم:
 


مردم اونجا فکر کنم تا حالا اون عابر بانک و اونقدر شلوغ ندیده بودن برای همین ،همه از پول گرفتن پشیمون می شدن.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:29  توسط علی  | 

گزارش کلی:

پنج شنبه (29/1/86) :ساعت 10 حرکت از دانشکده فیزیک ،ساعت 14 کاشان،ساعت 16 حرکت از کاشان به سمت کاروانسرای مرنجاب ،ساعت 19 حرکت از کاروانسرا به سمت جزیره سرگردان .

جمعه (30/1/86) : ساعت 8 حرکت به سمت رمل ،ساعت 12 حرکت به سمت تپه های شنی ،ساعت 14 بازدید از کاروانسرا ،

ساعت 15 حرکت به سمت تهران.

 

گزارش کامل:

در تاریخ (29/1/86) ساعت 10 صبح به همراه 30 نفر از دانشجویان دانشکده فیزیک :


به سمت کاشان حرکت کردیم و در ساعت 14 به کاشان رسیدیم و بعد از خوردن ناهار و خرید آب و غیره در ساعت 16 به سمت آران و بیدگل و از آنجا به سمت کاروانسرا حرکت کردیم و در ساعت 17:30 به کاروانسرا رسیدیم به علت گرمی هوا تا غروب خورشید صبر کردیم و در ساعت 19 به سمت جزیره سرگردان حرکت کردیم.



جزیره سرگردان تپه کم ارتفاع سنگی  محاصره شده در نمک است و در 10 کیلومتری کاروانسرا قرار دارد و برای اطراق جای مناسب است .

در راه جزیره به علت وجود نور ماه منظره جالبی از دریاچه مواجه شدیم .تقریبا 2 ساعت از حرکت نگذشته بود که اثر جزیی از حوزه برق زمینی مشاهده می شد (در پیوست به طور کامل توضیح داده شده) کم کم این مسئله جدی تر شد تا جایی که به علت خطر صاعقه مجبور شدیم کوله های خود را درآورده و به جایی در فاصله 100متری کوله ها بریم و بعد از 1.5 ساعت به راه خود ادامه دهیم و در ساعت 11 به جزیره رسیدیم و بعد از صرف شام  چادر زدیم و خوابیدیم .

صبح ساعت 8 صبح بعد از صرف صبحانه پیاده روی رو دریاچه را ادامه دادیم



 به سمت جایی که کوله ها رو گذاشته بودیم رفتیم تا بعضی چیزا که از شب جا مانده بود را برداریم و بعد به سمت رمل های که در فاصله 8 کیلومتری از جزیره قرار داشت حرکت کردیم و در ساعت 12 به رمل ها رسیدیم و بعد از کمی استراحت کوله ها رو گذاشته و بر روی تپه ها رفتیم که کمی هم اثری از بهار اونجا دیده می شد.


 و بعد از 1 ساعت برگشتیم و بعد از کمی راهپیمایی سوار اتوبوس شدیم و به سمت کاروانسرا حرکت کردیم و در ساعت 14 به کاروانسرا رسیدیم ،بعد از بازدید از کاوانسرا به سمت کاشان حرکت کردیم و برای ناهار تقریبا 2 ساعت در کاشان بودیم و در ساعت 18 به سمت تهران حرکت کردیم و ساعت 22 به دانشکده رسیدیم.

کلا روز اول 13 کیلومتر و روز دوم 11 کیلومتر راه رفتیم.

باید بگم که خدا خیلی هوامون رو داشت وگر نه ...

کلا برنامه ی جالبی بود چون تجربه ی جالبی برا همه بخصوص خودم بود چون از قدیم گفتن دزد نگرفته پادشاست و وقتی برنامه ای اجرا میشه و به مشکلی بر می خوری و در نهایت همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشه تجربه ی خوبی از آب در می یاد.

متاسفانه فایل GPS رو وقت نکردم آماده کنم هر وقت آماده شد آپ می کنم.

و یه عکس دیگه از دریاچه و جزیره



پیوست صاعقه:

راستش این اولین تجربه صاعقه ی من نبود ولی تا حالا هیچ وقت به این شکل نبود که ندونم دقیقا کدوم کار درست هست و کدوم غلط چون ما روی دریاچه ای بودیم که به خاطر نمک خیلی راحت برق رو منتقل می کرد و یه جورایی موندن در وضعیتی که هر لحظه حوزه برق زمینی زیاد می شد درست نبود و از طرفی به خاطر رعد و برق نمیشد به حرکت خود ادامه بدیم .

نکته ای که از همه بدتر بود این بود که من سرپرست بودم و این مسئله باعث شده بود که یکی از بدترین وضعیت هایی که تا حالا داشتم برام رخ بده ، وقتی که اتفاقی پیش میاد بارها به خودم فحش می دم که چرا مسئولیت قبول می کنی ولی بعد ...

بارها به اون اوضاع فکر کردم و با کلی آدم هم که تجربه ی این اوضاع را داشتن صحبت کردم درنهایت به این نتیجه رسیدم که کاری که کردم درست بود یعنی انداختن کوله و فاصله ی حداقل 100 متری گرفتن، ولی باید یه کار دیگه ای انجام میدادم اونم این بود که باید می گفتم که زیر انداز های خودشون رو بیارن و بندازن زیرشون (البته اکثر بچه ها زیر انداز نداشتن)یا لااقل بادگیرها رو مینداختن چون اگر حوضه برق زمینی زیاد می شد دیگه اونوقت به خاطر زمین آب نمکی امکان داشت آسیب ببینیم.

در مورد رعد و برق تو کویر طبق تحقیقات به عمل اومده به این صورت است که رعد و برق خیلی به ندرت میاد ولی اگر بیاد امکان اصابت به زمین بالایی داره.

در آخر اگر حوصله دارید متن زیر را حتما بخونید.

آذرخش (صاعقه) چیست ؟ وقتی بار الكتریكی انباشته شده در ابرها تخلیه شده و به صورت یك قوس الكتریكی به زمین برخورد كند ؛ آذرخش (صاعقه) اتفاق می افتد. توضیح : در آسمان و بین خود ابرها نیز قوس های الكتریكی ایجاد می شود اما این نوع از آذرخش (صاعقه) بیشتر مورد توجه صنایع و ورزشها هوایی است و در كوهنوردی اهمیت خاصی ندارد.

آذرخش (صاعقه) چگونه رخ می دهد؟ هنگام توفان یا حركت بادهای بزرگ ، بار الكتریكی زیادی در ابرها ذخیره می شود و به اصطلاح ابرها باردار می شوند. بدین ترتیب ابر تبدیل به یك منبع انرژی بسیار عظیم می شود كه بر فراز آسمان در حركت است . این ذخیره انرژی آنقدر ادامه پیدا می كند تا ابر از انرژی الكتریكی اشباع شده و در اولین فرصت ممكن ، انرژی خود را تخلیه می كند . معمولا بهترین محل برای این تخلیه زمین است زیرا زمین آنقدر بزرگ است كه هرگز از الكتریسیته اشباع نمی شود . بنابراین ابر ابتدا هوای اطراف خود را با " یونیزه " كردن مستعد عبور جریان برق كرده ، سپس انرژی خود را از میان هوای یونیزه شده عبور داده و در زمین تخلیه می كند. اما مقدار انرژی تخلیه شده...

سرعت تخلیه و اثرات آن چقدر است؟ آذرخش (صاعقه) یكی از قدرتمندترین ، خطرناكترین و عجیب ترین پدیده های طبیعی است . پدیده ای با میلیاردها " وات " انرژی و اثراتی متعدد و باورنكردنی مانند تولید هزاران درجه حرارت ، تولید گازهای مسموم ، ایجاد امواج نیرومند و ...

آذرخش (صاعقه) چه مشخصاتی دارد ؟ آذرخش (صاعقه) ویژگی های منحصر به فردی دارد كه آنها را در هیچ رخداد طبیعی دیگری نمی توان یافت . ویژگی هایی كه عمدتا از الكتریسیته خاص آذرخش (صاعقه) نشات می گیرند . مهمترین این ویژگیها عبارتند از : ولتاژ آذرخش (صاعقه) ، جریان ، قدرت ، سرعت و دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) معمولا بین 10 تا 20 میلیون ولت در نوسان است و بعضا تا 100.000.000 ولت هم افزایش پیدا می كند . بزرگی این رقم را وقتی بهتر درك می كنید كه آن را با برق شهر ( 220 ولت ) مقایسه كنید . به عبارت دیگر ولتاژ آذرخش (صاعقه) آنقدر زیاد است كه می تواند بر مقاوت بسیار زیاد " هوا " در برابر عبور جریان برق ، غلبه كرده و از آن بگذرد ! جریان آذرخش (صاعقه) این جریان در حدود 10.000 آمپر شدت دارد . اما این مقدار همیشگی نیست و گاه تا 200 هزار آمپر هم می رسد ( كنتور منزل شما حداكثر 25 آمپر را از خود عبور می دهد. ) قدرت آذرخش (صاعقه) با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت كه آذرخش (صاعقه) به طور معمول حدود 100 میلیارد وات(!) انرژی تولید می كند و می تواند این مقدار را تا 16000 میلیارد وات (!) نیز بالا ببرد . نیرویی كه در هیچ كجای دیگر یافت نمی شود سرعت آذرخش (صاعقه) با تمام نیروی عظیمش تنها در یك لحظه خود را از ابرهای آسمانی به زمین می رساند . اما زمان دقیق این لحظه چقدر است ؟ مشاهدات و محاسبات دقیق سازمان فضایی آمریكا ( ناسا ) نشان می دهد كه تخلیه الكتریكی ابرها معمولا در مدت زمانی كمتر از چند صدم تا چند هزارم ثانیه رخ می دهند . آذرخش (صاعقه) گاه می تواند تا 40 هزار كیلومتر در ثانیه سرعت بگیرد ! یعنی می تواند در یك ثانیه 20 بار مسیر رفت و برگشت تهران - مشهد را طی كند.

دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) : در یك محدوده مشخص وقتی در منطقه ای آذرخش (صاعقه) روی می دهد ، این احتمال هست كه آذرخش (صاعقه) چندین بار دیگر نیز به آن حوالی برخورد كند اما نمی توان تعداد دقیق آن را تعیین كرد. با این وجود می توان گفت در مناطق كویری و كوهستانهای مرتفع ، احتمال برخورد پی در پی آذرخش (صاعقه) بیش از دیگر مناطق است. همچنین برخی از نقاط كره زمین ، آذرخش (صاعقه) خیز تر از جاهای دیگر هستند ؛ امروزه ماهواره های هواشناسی با عكس برداری های دقیق و مداوم از تمام كره زمین ، دفعات بروز آذرخش (صاعقه) را در نواحی مختلف شمارش می كنند . این شمارش نشان می دهد كه مناطق قطبی با میانگین 3 بار آذرخش (صاعقه) در ساعت ، كمترین و رشته كوه آلپ با 1000 صاعقه در ساعت ، بیشترین آمار بروز آذرخش (صاعقه) را دارد . مناطق هیمالیایی هم از جمله سرزمین های آذرخش (صاعقه) خیز جهان محسوب می شوند. همچنین كوه های "البرز" در ایران و كوه های "هندوكش" در افغانستان نیز از مناطق پر آذرخش (صاعقه) جهان هستند.

از دیگر ویژگی آذرخش (صاعقه) : زاینده بودن آن است ؛ به این معنی كه آذرخش (صاعقه) می تواند نور ، صدا ، حرارت و ... تولید كند و همه اینها تاثیرات چشم گیری بر محیط اطراف خود دارند.

آذرخش (صاعقه) به غیر از نور و صدا چه چیزهای دیگری تولید می كند ؟ آذرخش (صاعقه) علاوه بر پیامدهای مشهودی چون نور و صدا ، بسیاری تولیدات دیگر نیز دارد كه برخی از آنها خطرناك و بعضی دیگر تنها پدیدههایی جالب توجه و عجیب اند . از جمله تولیدات آذرخش (صاعقه) می توان ؛ حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز ، برق زمینی ( ولتاژ گام ) ، خلاء و ... را نام برد.

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار حرارت تولید می كند ؟ عبور جریان برق از هر جسمی حرارت تولید می كند ، حال هرچه مقدار جریان برق و مقاومت آن جسم در برابر عبور جریان برق بیشتر باشد ، حرارت تولید شده هم بیشتر است . آذرخش (صاعقه) نیز هنگام شكافتن هوا و پس از آن ، هنگام برخورد با زمین حرارت تولید می كند كه با توجه به جریان هزاران آمپری آذرخش (صاعقه) ، مقدار این گرما بسیار زیاد است ؛ آذرخش (صاعقه) در زمان برخورد با زمین 200.000 درجه سانتی گراد گرما تولید می كند . این مقدار حرارت می تواند یك آجر نسوز را ذوب كند ! البته این رقم همیشه یكسان نیست و با توجه به جنس خاك ، میزان رطوبت آن و سایر عواملی كه مقاومت زمین را در برابر جریان برق ، كم یا زیاد می كند متفاوت است . در نظر داشته باشید كه زمین در برابر جریان عادی برق بسیار مقاوم و كاملا عایق (نارسانا) است و تنها جریانهای فوق العاده زیادی مانند آذرخش (صاعقه) می توانند از زمین عبور كنند. حرارت حاصل از آذرخش (صاعقه) می تواند انسانی را در یك لحظه به ذغال تبدیل كند یا مشتی از خاك را با ذوب كردن به سنگ تبدیل كند و یا درخت تنومندی را به آتش بكشد . 

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار نور تولید می كند ؟ همانطور كه گفته شد صاعقه یك قوس الكتریكی یا به عبارت دیگر یك جرقه بسیار بزرگ است و با شكافتن ملكولهای هوا نور تولید می كند . نوری كه صاعقه تولید می كند از فاصله 100 كیلومتری قابل رؤیت است. این نور می تواند تا شعاع چند كیلومتری اطراف خود را روشن كرده و كسانی را كه از نزدیك آن را ببینند به طور موقت یا دائم كور كند. صدای آذرخش (صاعقه) صدا از پیامدهای همیشگی آذرخش (صاعقه) است . این صدا بر اثر شكافته شدن هوا ایجاد می شود و در حقیقت صدای انفجار ناشی از برخورد صاعقه است . صدای آذرخش (صاعقه) همیشه چند ثانیه پس از دیده شدن برق آن به گوش می رسد ؛ علت این مساله بیشر بودن سرعت نور به نسبت سرعت صوت است . یعنی هر چند صدا و نور صاعقه همزمان تولید می شوند اما ما اول نور صاعقه ( برق ) را می بینیم ، بعد صدای آن ( رعد ) را می شنویم. سرعت نور : 360 هزار كیلومتر در ثانیه و سرعت صوت ۳۳۰ هزار کیلومتر در ثانیه است . موج ناشی از صدای آذرخش (صاعقه) همانطور كه گفته شد آذرخش (صاعقه) را می توان نوعی انفجار نیز محسوب كرد ، خصوصا وقتی به زمین برخورد می كند. بنابراین آذرخش (صاعقه) هم موج انفجار تولید می كند ، موجی كه گاه می تواند انسانی را به هوا پرتاب كند.

آذرخش (صاعقه) ، گاز تولید می كند : شاید یكی از عجیب ترین پیامدهای آذرخش (صاعقه) ، تولید گاز باشد و بیشتر تعجب می كنید وقتی كه بدانید این گاز " اوزون " است . همان گازی كه با قرار گرفتن در لایه های بالایی جو ، سدی در برابر تشعشعات زیانبار كیهانی ایجاد می كند. "اوزون" در حقیقت همان اكسیژن است ولی به جای 2 اتم ، دارای 3 اتم اكسیژن است مولكول اكسیژن به علت مشكلات پیوندی نمی تواند به راحتی به صورت 3 اتمی در آید و به همین دلیل مقدار گاز اوزون در طبیعت بسیار محدود است اما صاعقه این كار را به زور و اجبار انجام می دهد و اتم های اكسیژن را سه به سه به هم پیوند می زند و " اوزون " تولید میكند . اوزون بر خلاف اكسیژن یك گاز سمی است و تنفس آن می تواند خطرناك باشد.

برق زمینی یا " ولتاژ گام ":  یكی دیگر از عواقب خطرناك آذرخش (صاعقه) است ؛ برق زمینی ، جریانی است كه پس از وقوع صاعقه ، برای لحظاتی در زمین باقی می ماند تا جذب زمین شده یا تبدیل به گرما شود. ولتاژ گام در زمین حركت می كند اما مسیر حركت مشخصی ندارد . معمولا قسمت عمده برق زمینی در اعماق فرو می رود اما اگر سطح زمین مرطوب ، دارای بستر سنگی یا پوشید از خاك مناسب یا علفزار باشد ، ترجیح می دهد كه روی سطح زمین و در جهات مختلف ، حركت كند . این پدیده را ولتاژ گام می نامند زیرا با وارد كردن برق از راه گامهای شخص ( پاهای او ) ، باعث برق گرفتگی او می شود. ولتاژ گام تا شعاع چندین متر در اطراف محل اصابت آذرخش (صاعقه) پراكنده شده و اشخاصی كه در مسیر حركت او قرار گرفته باشند را دچار برق گرفتگی می كند. اینكه ولتاژ گام دقیقا چقدر برد دارد قابل محاسبه نیست و به میزان رسانایی خاك آن محل ( موارد ذكر شده در بالا) بستگی دارد ولی به ندرت دیده شده برق زمینی بیشتر از 100 متر در سطح زمین پیش برود. ولتاژ گام مختص آذرخش (صاعقه) نیست و در حوادث صنعت برق مانند افتادن كابل های فشار قوی برق بر روی زمین نیز ایجاد می شود . البته به طور حتم ولتاژ گام ناشی از صاعقه بسیار قوی تر است.

آذرخش (صاعقه) چه خطراتی دارد و باعث چه آسیب هایی می شود؟ تا اینجا دانستید كه آذرخش (صاعقه) دارای یك جریان قدرتمند برق است . همچنین آذرخش (صاعقه) ، حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز و برق زمینی تولی می كند و باید بدانید كه همه این تولیدات آذرخش (صاعقه) می توانند خطرناك و بعضا مرگ آفرین باشند. ابتدا ببینیم این پدیده چه آسیبها و صدماتی را ایجاد می كند ، بعد از آن راههای مقابله با آذرخش (صاعقه) را خواهید خواند ، سپس چگونگی كمك رسانی به یك مصدوم صاعقه زده را می آموزید . عمده صدماتی كه به وسیله صاعقه ایجاد می شود عبارتند از : سوختگی ، مشكلات تنفسی ، ایست قلبی ، ضایعات چشمی ، نا شنوایی ، مشكلات مغزی ، شوك ، خونریزی داخلی ، آسیب به دستگاه عصبی ، شكستگی و ضایعات استخوانی .


 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:18  توسط علی  | 

میان ترم ها:

مکانیک تحلیلی 2(مشفق) 87/2/5

ترمودینامیک (حسنی) 87/2/9

مکانیک کوانتومی 2(شجاعی) 87/2/12

ذرات بنیادی (مدرس) 87/2/17

پروژه ها:

گزارش هفتگی به دکتر واعظ

تمرینهای هفتگی محاسبات عددی



همینک نیازمند یاری سبزتان هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:27  توسط علی  | 

 

 

گزارش کلی:

 

یکشنبه (87/1/11) :ساعت 6.30 صبح حرکت به سمت روستای وارنگه رود،ساعت 8 حرکت از دوراهی روستا،ساعت 10.15 اول دره شیرکمن،ساعت 15:30 جانپناه سوتک.

 

دوشنبه (87/1/12) :ساعت 10 حرکت به سمت پایین ،ساعت 14 رسیدن به روستا.

 

گزارش کامل :

 
آزاد کوه (شاهزاده گردن کج) بلند ترین قله البرز مرکزی است که 2 مسیر صعود داره یکی ازسمت بلده که اکثرا از آن مسیر صعود می کنند و دیگری از مسیر دره وارنگه رود که به ندرت از این مسیر آزادکوه صعود میشه .




عکس از فصل تابستان است

صبح یکشنبه (87/1/11)ساعت 6:30 از کرج به همراه 5 نفر از اعضا گروه کوه کاهار به سمت وارنگه رود حرکت کردیم،برای رسیدن به رنگه رود باید به سمت چالوس حرکت کرد در کیلومتر 60 به خروجی دیزین وارد شد بعد از 5 کیلومتر به دوراهی وارنگه رود رسیدیم.

ساعت 8 از دوراهی به سمت روستا حرکت کردیم و ساعت 9 به روستا رسیدیم از اونجا وارد دره وارنگه رود شدیم بعد از 1:15 به دره شیرکمن رسیدیم و اونجا صبحانه خوردیم بعد به مسیر خود به سمت آزادکوه ادامه دادیم عبور از دره شیرکمن به خاطر بهمن و برف سخت شده بود و به علت اینکه هوا به سمت گرم شدن میرفت برف نرم شده بود و برفکوبی زیادی تا جانپناه سوتک داشتیم.



 

ساعت 15:30 به جانپناه رسیدیم البته جانپناه بیشتر کلبه شکاربانی است که در فصول گرم شکاربانان در این کلبه زندگی می کنند.



 

صبح به خاطر بدی هوا و همچنین به خاطر برف زیادی که در منطقه بود تصمیم به برگشت گرفتیم و ساعت 10 از جانپناه حرکت کردیم و ساعت 12:30 به دره وارنگه رود رسیدیم اونجا یک صدای مهیب و پشت سر اون یک بهمن بسیار زیبا دیدیم (البته دره مقابل بود مگرنه برای این گزارش باید تو خوابتون میومدم)



ساعت 14:30 به روستا رسیدیم و از اونجا برگشتیم.

این برنامه فکر کنم آخرین برنامه برفدار این فصل بود کلا برنامه خوبی بود ولی جالب بود که هنوز برای منطقه بهار نشده بود و همچنان حال و هوای زمستانی داشت.

قبل از برنامه داشتیم با بچه ها نقشه البرز مرکزی رو نگاه می کردیم قرار بود قسمت سبز نقشه رو بریم(یعنی جنگل) چون قرار بود برنامه سبک باشه .ولی نمی دونم چی شد که بلندترین قله البرز مرکزی یعنی وسط قسمت قهوه ای نقشه رفتیم.




+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 23:56  توسط علی  | 



گزارش کلی:

5شنبه (8/1/87):7صبح حرکت به سمت مرزن آباد،ساعت 12 حرکت به سمت کجور،ساعت 13.5 حرکت به سمت معدن،ساعت 14.5 شروع جنگل ،ساعت 19 کمپ در جنگل.

جمعه (9/1/87):9 صبح حرکت به سمت سیسنگان ،ساعت 10.5 آبشار،14 رسیدن به نخ شمال.

گزارش کامل:

جنگلنوردی در تاریخ 8و9/1/87 به همراه آرش صالحی و پویا احمدی

 

کجور شهر کوچکی است که برای دسترسی به آن باید ابتدا مرزن آباد رفت بعد از 5 کیلومتر به طرف چالوس رفتن به دوراهی کجور می رسید،از انجا هم بعد از رد کردن پل 50 کیلومتر تا کجور راه است.

7 صبح (8/1/87) من و پویا از کرج به سمت مرزن آباد حرکت کردیم آرش هم قرار شد ساعت 12 خودشو به سر دوراهی برسونه به خاطر تعطیلات ماشین به خوبی گیر نمی یومد برای همین اول با مینی بوس به گچسر رفتیم،گچسر در 60 کیلومتری کرج قرار دارد .از گچسر هم پشت وانت به مرزن آباد و از اونجا به سر دوراهی رفتیم(از گچسر تا مرزن آباد 100 کیلومتره) از سر دوراهی هم با یک سواری رفتیم کجور، ساعت 13 به کجور رسیدیم .

از آنجا در کنار جاده ای که نور می رود در سمت چپ جاده خاکی وجود دارد که تپه را دور می زند و به سمت چند معدن می رود این مسیر را ادامه دادیم تا به معدن رسیدیم و بعد از 1.5 ساعت در مسیر خاکی به یک دوراهی رسیدیم که یکی مسیر به سمت پایین و داخل جنگل می رود و مسیر بعدی به سمت بالا .

داخل جنگل شدیم بعد از 0.5 ساعت به اولین چشمه رسیدیم .واقعا زیبا بود چون تازه سبز شده بود و خیلی از درختا هنوز پر از شکوفه بودن.


بعد از ادامه مسیر به رودخونه رسیدیم و بقیه مسیر کنار رودخونه بود تا ساعت 5 که از رودخونه دور شدیم بعد از بالارفتن از شیب به یک گوسفند سرا رسیدیم که متاسفانه چشمه اونجا خشک شده بود برای همین به مسیر ادامه دادیم تا در ساعت 19 دوباره به کنار رودخونه رسیدیم در همون نزدیکی یک چشمه بود و همونجا چادر زدیم

فردا ساعت 9 صبح حرکت کردیم ساعت 9.45 به چشمه که زیر یک آبشار تقریبا 25 متری بود رسیدیم از اینجا به بعد جنگل انبوه تر شد و به خاطر مه بسیار زیباتر شده بود.


ساعت 10.5 به یک آبشار دیگه رسیدیم که صبحانه هم همونجا خوردیم .


از اونجا به راه خود ادامه دادیم تاساعت 14 از جنگل بیرون اومدیم وساعت 15 سر جاده سیسنگان به نوشهر بودیم واز اونجا رفتیم دریا و بعد برگشتیم.

جنگل زیبایی بود که از بودن داخلش سیر نمی شدیم .


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:19  توسط علی  | 

گزارش کلی

شنبه (86/12/25) 5صبح حرک از فریزی،9  خانچه ابراهیم ،17 قله بینالود،21 کمپ زدن

یکشنبه(86/12/26) ساعت 9 حرکت به سمت فریزی ،ساعت 14 فریزی

گزارش کامل

طبق سالهای پیش امسال هم قسمت شد با دوستان فیزیکی و همچنین خصوص حجت الاسلام و المسلمین ایت الله خرم بریم مشهد.

و همچنین قسمت شد که با آرش صالحی بریم بینالود برای همین وقتی ساعت 3.5 صبح شنبه 25/12/86 رسیدیم ایستگاه قطار مشهد از اونجا از بچه ها جدا شدیم و به طرف روستای فریزی که مبدا صعود است حرکت کردیم .

برای رفتن به فریزی باید به شهر چناران در 50 کیلومتری مشهد و از آنجا به فریزی در 30 کیلومتری چناران رفت.

ساعت 5 صبح به سمت خانچه ابراهیم که یک خانه ای برای کوهنوردان است حرکت کردیم مسیر کم شیب و راحتی دارد  ساعت 9 صبح به انجا رسیدیم و صبحانه خوردیم.


ساعت 10 به سمت جانپناه اول راه افتادیم ولی بخاطر اینکه راه را اشتباه رفتیم از یال کناری جانپناه به سمت قله حرکت کردیم( وقتی جانپناه را از دور دیدیم متوجه شدیم) ،جانپناه مثلثی جالبی بود که به سخت در عکس دیده می شود.




 تقریبا از ساعت 13 باد شدیدی شروع شد که تا 20 شب ادامه داشت که حرکت کردن را مشکل کرده بود مخصوصا وقتی که به روی یال چپی قله که در عکس پیداست رسیدیم .


 

از این به بعد به علت تمام شدن باتری دیگر عکس نداریم.

برفکوبی زیادی نداشت ولی باید چند یخچال را باید رد می کردیم و به خاطر باد شدید ( چند بار من رو چند قدم با خودش برد ) و همچنین کوله کشی تا قله ساعت 17 قله رسیدیم(اصولا گروها بدون کوله به قله میرن و کوله را در جانپناه میذارن) به خاطر باد به سرعت به سمت جانپناه حرکت کردیم به خاطر تاریکی هوا جانپناه رو پیدا نکردیم و ساعت 20.5 شب چادر زدیم.

صبح که بیدار شدیم دیدیم که جانپناه بر روی یال روبرو قرار دارد ،ساعت 9 به سمت پایین حرکت کردیم و بعد از 1.5 به خانچه ابراهیم و بعد 3.5 ساعت در ساعت 14به فریزی رسیدیم .

روز اول برنامه کمی مشکل شد چون به خاطر باد فقط چند استراحت کوتاه بین مسیر داشتیم و بعد 15.5 ساعت  راه رفتن تازه ساعت 21 شب ناهار و شام خوردیم، ولی روز دوم بسیار سبک بود فقط 5 ساعت پیاده روی سبک داشتیم.

از آنجا به سمت مشهد و پیش گروه رفتیم تا سه شنبه مشهد بودیم و با قطار همراه فیزیکیها به تهران بازگشتیم.

در کل برنامه خوبی بود چون هم زیارت بود هم کوهنوردی هم همراهی با دوستان فیزیکی(به خصوص فارغ التحصیل ها).






+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 23:37  توسط علی  | 

 

در سال جدید فرصتی شد تا در معیت خانواده یه جنگل برم .

جنگل سیسنگان در اصل یک پارک جنگلی به وسعت 700 هکتار است که در 30 کیلومتری شرقی چالوس قرار دارد برای دسترسی به آنجا باید ابتدا رفت چالوس و بعد به طرف شهر نور حرکت کرد و بعد از 30 کیلومتر به سیسنگان می رسید 2 درب ورودی دارد و دقیقا روبروی جنگل دریا است که جای خیلی خوبی برای خانواده است چون به راحتی بدون پیاده روی زیاد به جنگل خیلی زیبایی می رسید البته تو عید اونجا شلوغه.

صبح یکشنبه(4/1/87) به همراه خانواده عازم چالوس شدیم و از انجا به سمت سیسنگان حرکت کردیم تقریبا ساعت 14 به سیسنگان رسیدیم و در پارک جنگلی چادر زدیم خیلی شلوغ بود برای همین کمی داخل جنگل رفتیم تا آدما نباشن (آخه مردم با اومدن تو جنگل  مشکل دارن و برا همین همون کنار جاده می مونن)



البته عکاس باشیمون خو نبود همین تو عکساش در اومد

تا نزدیکی شب اونجا بودیم و گشت کوچکی در منطقه زدیم قرار بود شب رو تو جنگل بمونیم که برنامه عوض شد و به سمت چالوس و بعد متل قو حرکت کردیم و شب رو در متل قو گذراندیم صبح تصمیم براین شد از جاده رشت برگردیم برای همین شروع به شهر گردی کردیم شهسوار،رامسر،رودسر،لاهیجان.

در لاهیجان بیشتر از بقیه موندیم  تله کابینشم بد نیست به خوبی نمک آبرود نیست ولی... یه چیز جالب هم 30 دقیقه علافی برای کلوچه نوشین بود که اینقدر صف بود که تا بیرون ملت ایستاده بودن.

و بعد کوچصفهان ، سنگر و باز هم رودبارو ... و یه سری شهر دیگهو خونه که ساعت 3 صبح رسیدیم خونه.

چنتا چیز در همه شهرا مشهود بود

1.مسافر که از سرو کول شهر بالا می رفت برا همین به هر شهر که میرسی کولی تو ترافیکی.

2.دانشگاه آزاد و پیام نور.

3.آیس پک.

4.عکس احمدی نژاد رو بیل برد با پس زمینه های مختلف.

یه چیزی که تو فروردین خیلی لذت بخشه جنگل رفتنه چون تو فروردین به خاطر شکوفه و سبزی خیلی زیباست و هنوزم هوا گرم نشده اگه تونستین یه سری بزنین به جنگل(البته جنگل بکر یه چیز دیگست)
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 11:27  توسط علی  | 

عیدتون مبارک

سال قبلی سال عجیبی بود یه جورایی هم ناخوشایند و ... بگذریم  بالاخره گذشت.

امسال هم یه جورایی متفاوت شروع شد - سفره ی عجیبی داشتیم سیاه سیاه بود دورشم یه المه خاک
زیرشم  یه عزیز

امید وارم سال جدید برای همتون و همچنین خودم سال خیلی خیلی خوبو سرشار از نشاط و شادی و مسافرت باشه.

می خواستم براتون sms هایی که برام فرستاده بودن رو بذارم که حوصلم نشد.

ولی جاش یه شعر می ذارم  یه شعری که خیلی دوسش دارم -که فردا نگن این پسره شعر بلد نیست بدشم هرکی گفت عیدی بش آدرس بلاگو بدم (;

نمی دانم ...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم جه خواهد ساخت.
ولی بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکی سازد
گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد.
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را

دکتر علی شريعتی



+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 0:48  توسط علی  |