X
تبلیغات
همین دور و برا

همین دور و برا

راه پیمایی مسیر منطقه لواسانات تهران ( گرمابدر ) به منطقه یوش بلده مازندران ( یالرود )


تاریخ اجرای برنامه : 25و26/4/1388

روز پنج شنبه : 15/6 صبح رسیدن به گردنه خاتون بارگاه – 7 صبح رسیدن به محل صرف صبحانه در دشت تنگه یونزا – 8 صبح رسیدن به رودخانه – 30/9 صبح رسیدن به محل مصب رود ورارو به رود لار - 10/12 رسیدن به آبشار قو - 14:20 حرکت – ساعت 30/15 آخرین گوسفند سرا پایان جاده عشایری – محل اتراق برای شب مانی 16:30 .

روز جمعه : ساعت 6 بیداری – 6:30 حرکت - 7 صبح رسیدن به گردنه کبود یا قو – 20/7 رسیدن به رودخانه یالرود ( پاکبود ) – 20/8 رسیدن به محل اتراق برای صرف صبحانه – حرکت ساعت 9:30 صبح . 1:45 رسیدن به محل اتراق جهت صرف نهار در اول باغهای روستای یالرود – ساعت 14:45 از محل اتراق برای نهار تا روستای یالرود 20 دقیقه – ساعت 30/9 رسیدن به کرج


ساعت شروع : 3 صبح از کرج – 4 صبح از تهران خ کریم خان

ساعت رسیدن به روستای گرمابدر و پیاده شدن از مینی بوس : 30/5 دقیقه صبح

ساعت حرکت برای پیاده روی 15/6 صبح

برای رسیدن به فشم باید از شهر تهران از بزرگراه همت _ بزرگراه مدرس و بزرگراه صدر به طرف شمال شرقی رفته و از جاده لواسانات بطرف گردنه قوچک و سه راه لشکرک و جاده فشم به روستای گرمابدر رسید .

مسیر از روستای گرمابدر : از طریق جاده خاکی عشایری که تابلوی با درب زنجیری اول ورودی جاده نشانگر آنست شروع می شود . جاده خاکی پر پیچ و خم بطرف شرق کم کم از سطح دره که آب زلال در آنجا جاریست ارتفاع می گیرد چند چشمه در سمت چپ مسیر جاریست که آب آنها دارای اکسید آهن می باشد و بستر آنها به رنگ ارغوانی است .

و احتمالا آب آنها باید تلخ مزه باشد در نهایت به محلی رسیده که چند درخت بید خنکای دل انگیزی در کنار چشمه سار ایجاد نموده است و محل مناسبی برای اتراق و صرف نهار است . از کنار آن عبور می کنیم و بطرف گردنه خاتون بارگاه ادامه مسیر می دهیم ساعت 50/6 دقیقه به چشمه زیر گردنه می رسیم که آب زلال و قابل شربی دارد و ساعت 7:30 روی گردنه خاتون بارگاه ( یونزا ) ارتفاع 2800 متر می رسیم تا این گردنه می توان با خودرو رفت و آمد کرد که البته لذت کوهنوردی را ندارد . صبحی دلنشین با هوایی پاک ، بچه ها دارای روحیه بسیار بالایی هستند . کمی استراحت می کنیم تا همه اعضا 18 نفره تیم به گردنه برسند . ساعت 35/7 از گردنه بطرف دشت یونزا پایین می رویم . مسیر دارای جاده متروکه ایست که با پیچ و تاب بطرف شرق پایین می رود . ساعت 10/8 در نزدیک تنگه یونزا در محل مصب دو دره اصلی یونزا که چند درخت بید و خرابه کاروانسرای در آنجا قرار گرفته است جهت صرف صبحانه اتراق کردیم . سه نفر موتور سوار مخصوص کوهستان به سمت یوش از کنار ما عبور کردند . ساعت 15/9 دقیقه بطرف تنگه یونزا پایین رفتیم ( در تنگه جاده تمام می شود ) و 25 دقیقه بعد وارد دشت زیبا و گسترده لار شدیم . دشتی وسیع و ماسه ای از کنار رودخانه کم آب یونزا بطرف شرق ادامه مسیر می دهیم .

این قسمت جاده از سمت لار کشیده شده و ماشین در آنجا مشاهده شد . از زمانی که از مینی بوس پیاده و تا محل ورود دشت لار حرکت کردیم در سمت چپ مسیر ( شمال ) دیواره بزرگی ادامه داشت و در سمت راست ( جنوب ) کوهی خاکی و تپه ماهور قرار دارد . روی گردنه سمت راست قله سوتک در ادامه آن قله کافر کوه در سمت چپ قله خاتون بارگاه با دیواری بلند خود نمایی می کند . از روی گردنه به سمت شرق کوههای اطراف دشت لار و در دور دست سمت شمال شرق قلل بزرگ چپکرو و دو خواهرون نمایان است در دشت لار در طرفین آب دره یونزا عشایر ورامین چادر بر پا کرده اند و زنان و کودکان با چشمانی خسته از نور آفتاب تابستان ورود ما را به دشت خوش آمد می گویند . با چند تن از مردان عشایر از جمله حاجی صفر حسین وند سلام علیک کرده و برای اطمینان بیشتر از چگونگی ادامه مسیر راهنمایی می گیریم .

ساعت 15/10 از عرض رودخانه لار به آب زده و عبور می کنیم آبی زلال و خیلی سرد دو نفر کوهنورد از بچه های تهران نیز در مسیر با ما تقریبا همراه اند گاهی کمی جلوتر و گاهی کمی عقبترند . بعد از عبور از عرض رودخانه کمی توقف جهت خشک کردن کفش و لباس به سمت جنوب شرقی حرکت ادامه می یابد . حدود 500 متر و سپس به رودخانه ورارو که از آبشار قو ( سفید آب ) سرچشمه گرفته و از طرف شمال شرقی بطرف جنوب غربی به سمت رود لار در جریان است می رسیم و از راه مالرویی در جهت مخالف جریان آب ورارو بطرف شرق ادامه مسیر می دهیم محلی بسیار سرسبز و هموار است چند نفر دشتبان مشغول آبیاری دشت هستند چند خانه نیز در دشت و کنار رودخانه ورارو ساخته شده است .

جاده ای نیز در سمت جنوب رودخانه بطرف شرق ادامه دارد که محل تردد ماشین های عشایر است . از این محل آبشار و چشمه سفید آب کاملا مشخص است مسیر دقیقا بطرف همان آبشار است ( آبشار قو ) سپس به گوسفند سرا می رسیم از کنار گوسفند سرا در ادامه جاده به راهپیمایی ادامه می دهیم . در این مسیر ( ورارو ) قلل مخروطی شکل آسمان کوه به ارتفاع 3850 و قله کله گچ به ارتفاع 3600 متر در سمت جنوب ( راست ) مسیر قرار دارد و قلل نبورده به ارتفاع 3700 متر و دامنه های آن در چپ ( شمال ) که خرابه ای نیز در زیر دیواره آن قرار دارد که به احتمال قوی زمانی کاروانسرای بوده است .

ساعت 12:10 به آبشار سفید آب ( قو ) می رسیم محل زیبا و دیدنی است و آب چشمه زلال و با فشار زیادی به سمت پایین بصورت پله کانی خروشان جاری است . که از دامنه قله سرخک می جوشد برای نهار اتراق می کنیم .

ساعت 14:20 به راه می افتیم از همان جاده به طرف شرق با شیبی تندتر و با چند پیچ به آبشاری زیبا می رسیم . هوای بعد از ظهر گرم و دارای آفتابی سوزان است و نهار خورده و شکم ها سنگین و همگی در حال عرق ریختن هستیم ، بهتر است کمی استراحت کنیم(ساعت 15:20) .

ساعت 35/16 حرکت می کنیم در سمت راست مسیر رودخانه گوسفند سرای زیادی قرار دارد که حدود سی چادر برافراشته اند . چند چادر هم در سمت چپ مسیر قرار دارند . خوش و بشی می کنیم و از عرض دره کبود عبور می کنیم و سپس از رودخانه اصلی ارتفاع می گیریم . در سمت چپ دیواره ای بلند و در سمت راست کوهی است که در انتها به قله کبود منتهی میگردد . شیب کمی تند و آفتاب گرم است . از باد هم خبری نیست . آبشاری و تنگه ای زیبا و صخره ای در سمت چپ و کوهی خاکی در سمت راست ، ارتفاع می گیریم از گوسفند سرای به بالا از جاده خبری نیست و کوره راهی است که در اثر مرور زمان رفت و آمد گوسفندان از بین رفته است . بالاخره از گرده یالی عبور می کنیم و دشتی در سمت چپ بالای تنگه و آبشاری نمایان می شود ( دشت پاکبود ) راهی تراورسی و کم شیب و در ادامه به دره ای رسیدیم که در آن آب قابل استفاده جاری بود و چمن زار کوچکی در کنار مسیر قرار داشت که تصمیم به اتراق گرفتیم .

ساعت 16:30 اتراق کردیم و بچه ها به استراحت پرداختن .

ساعت 30/10 خاموشی اعلام شد و استراحت کردیم . شب هوا صاف و پر ستاره بود و نزدیک صبح مهتاب کمی آسمان را روشن کرد .

پنج صبح بچه ها یکی یکی از خواب بیدار و پس از خواندن نماز و صرف مختصر صبحانه ساعت 6:30 صبح به سمت گردنه کبود یا قو حرکت کردیم . البته ساعت بیدار باش برنامه 6 صبح بود . از محل توقف تا گردنه 20 دقیقه راه بود . ارتفاع گردنه 3407 متر است .

از روی گردنه به سمت شرق قلل سر بفلک کشیده دوخواهرون و چپکرو با دیواره های سهمگین و قله دماوند با سر افرازی کامل خودنمایی می کنند . قله کبود در سمت جنوب شرقی گردنه و قله پاکبود و سرخک در سمت غرب گردنه به ارتفاع 3450 متر است . از روی گردنه کمی متمایل به سمت غرب ( چپ ) از کنار نقاب های برفی عبور کردیم و راه را ادامه داده و با چند پیچ به دشتی رسیده و از سمت چپ دشت بطرف غرب پیچ خورده از روی دیوار قدیمی عبور کردیم و بعد از چند پیچ در انتها به محل مصب دو دره رسیدیم ، که آبی بسیار زلال و گوارا داشت . از محل شب مانی تا این محل یک ساعت زمان حرکت بود . کمی به راه ادامه دادیم . به رودخانه یالرود که از دامنه قلل چپکرود و کبود سرچشمه می گیرد ، رسیدیم ( پاکبود شمالی ) . چند عکس یادگاری گرفتیم و به راه ادامه دادیم تا محل مصب رودخانه ایکه از سمت جنوب غربی از کوههای سرخک 3800 متر سرچشمه می گیرد . در این محل جهت صرف صبحانه اتراق کردیم به مدت 10/1 دقیقه . ساعت 9:30 حرکت کردیم .

از تنگه زیبا عبور کردیم . چشمه ای در سمت راست ( شرق ) رودخانه جاری است . از این محل تا کیلومترها در دو طرف رودخانه سرسبز و دشت مانند است . بهتر است از محل مناسبی از کنار رودخانه به سمت شرق بعد از تنگه عبور نمائیم و از راه مشخص شده حرکت کنیم . از دره ای عبور کردیم از راه مالرو به موازات رودخانه به سمت شمال . در حال حرکت یک خانه شیروانی و چند گوسفند سرا کاملا مشخص را می بینیم که محل مناسبی برای اتراق جهت صرف صبحانه یا نهار و حتی شب مانی است ( بستگی به زمان برنامه دارد ) . در قسمت چپ مسیر ( غرب ) گوسفند سرایی است که با فنس احاطه شده ، در زمان بارندگی خشک است .

این محل تا روستا 5/1 ساعت راه بود در زیر دیواره داخل تنگه قرار دارد . این مسیر طولانی در نهایت بعد از عبور از دو تنگه بسیار جالب و دیدن آبشارهای بلند و عبور از چند پل چوبی به اول باغهای روستای یالرود می رسیم ، در زیر چند درخت زردآلو در ساعت 45/13 بعد از ظهر جهت صرف ناهار توقف کردیم ، سه نفر موتور سواری که روز قبل بطرف شمال می رفتند ، در زمان صرف نهار به سمت تهران برگشتند .

ساعت 45/14 دقیقه بطرف روستا حرکت کردیم و ساعت 16 بعد از گذشتن از جلوی مسجد روستا و عبور از روی پل به محل پارک خودروی مینی بوس گروه رسیدیم ، که آقای رنجبر منتظر ما بود . بعد از کمی استراحت و صرف نوشیدنی خنک همه بچه ها سوار مینی بوس بطرف دهستان یوش حرکت کردیم . در یوش به خانه نیما یوشیج رفتیم و از موزه و خانه این شاعر معاصر دیدن کردیم و بر مزار ابدیش که در حیاط منزلش می باشد ، فاتحه ای قرائت کرده و از طریق جاده یوش به سمت غرب بعد از تماشای قله آزاد کوه و عبور از گردنه الیکا و کمر بن به دوراهی پل زنگوله وارد جاده چالوس کرج شدیم و ساعت 21:30 از دوستان همنورد در کرج خداحافظی کردیم و اینگونه یک برنامه خوب در کنار همنوردان گرامی در طبیعت زیبای البرز به پایان رسید .

نویسنده گزارش برنامه : کامیاب نریمانی سرپرست فنی و راهنما

تنظیم گزارش: سارا رضایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 22:54  توسط علی  |